و دروغ وعده نمىدهد . * [ ولى آگاه باش كه ] يقيناً تو را بر بندگانم هيچ تسلّطى نيست ، و كافى است كه پروردگارت نگهبان و كارساز [ آنان ] باشد .
مقصود از شركت شيطان در اموال و اولاد و ساير شؤون زندگى ، شركت محسوس و عينى نيست كه مانند يك پديدهء فيزيكى قابل مشاهده باشد ، بلكه منظور شريك شدن او در هدفگيرىها و انتخاب وسايل و ساير عوامل محرك انسانى در انديشه و گفتار و رفتار مىباشد ، مانند شركت نفس كه مديريت غرايز حيوانى را دارد و در شؤون زندگى داخل در هدفگيرىها و انتخاب وسايل و ساير عوامل محرك مىگردد .
سهم آدمى در اين شركت ، گاهى به قدرى تقليل پيدا مىكند كه شؤون زندگى آدمى تا حدّ مالكيت انحصارى شيطان و هوا و هوس در مىآيد ، اين حد از تبهكارى در قرآن مجيد در آيه زير گوشزد شده است :
[ أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ]
« 1 » .
آيا كسى كه هواى [ نفسش ] را معبود خود گرفته ديدى ؟ آيا تو مىتوانى كارساز ونگهبان او باشى [ كه او را به ميل خود به راه راست هدايت كنى ؟ ] .
شيطان اين موجود پليد در درون سينههاى آنان تخم گذارد و جوجه درآورد و حركت كرد و تدريجاً در آغوش آنان نشست .
آن سينهء آدمى كه جايگاه دل است و دل آدمى كه جايگاه تجلى انوار الهى است و انوار الهى كه از خورشيد عظمت خداوندى تشعشع مىكند ، با پيروى از شيطان مبدل به قفسه و آشيانه دائمى شيطان مىگردد .
معناى قفسه شيطان بودن آن نيست كه واقعاً يك موجود فيزيكى در سينهء آدمى
هامش
( 1 ) - فرقان ( 25 ) : 43 .