قواى نفسانى مىپندارند . فقط در روشنى ايمان و معارف عاليه و هدايت قرآن مىتوان اين عوامل و آثار و تحريكات آنها را شناخت و هشيار آنها بود و در پناه « ربّ الناس و ملك الناس واله الناس » مىتوان راه نفوذ وسوسهها را بست و دريچه انوار الهامات را گشود .
[ إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ]
« 1 » .
مسلماً كسانى كه [ نسبت به گناهان ، معاصى و آلودگىهاى ظاهرى وباطنى ] تقوا ورزيدهاند ، هرگاه وسوسههايى از سوى شيطان به آنان رسد [ خدا و قيامت را ] ياد كنند ، پس بىدرنگ بينا شوند [ و از دام وسوسههايش نجات يابند . ] .
و اگر آدمى از خود غافل و خدا را از ياد ببرد قرين شيطان مىگردد .
[ وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ]
« 2 » .
و هر كس خود را از ياد [ خداى ] رحمان به كوردلى و حجاب باطن بزند ، شيطانى بر او مىگماريم كه آن شيطان ملازم و دمسازش باشد .
و يكسر شيطان بر او چيره مىشود و جزء حزب او مىگردد .
[ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ ]
« 3 » .
شيطان بر آنان چيره و مسلط شده و ياد خدا را از خاطرشان برده است ، آنان
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 201 .
( 2 ) - زخرف ( 43 ) : 36 .
( 3 ) - مجادله ( 58 ) : 19 .