و پناهنده شود و با نظر ربوبى به حوادث و پديدههاى جهان بنگرد ، از مواجهه با آنچه شر مىنمايد امنيت مىيابد و در درون هر حادثهء شر نمايى خيرى يا مقدمه خيرى مىنگرد و با بينش وسيع و نيروى ارادهاى كه در حريم رب مىيابد ، مىتواند هر حادثهاى را رو به خير و مقاصد برتر بگرداند و بالاى امواج حوادث به سوى ساحل خير پيش رود .
و به عكس براى فرد تنها و بىپناهى كه خود را از حريم پناهندگى رب بر كنار داشته و در ميان و درون حوادث واقع شده ، هر موج حادثه و هر پديدهاى كه از گريبان آفرينش ، يا از درون اجتماع يا از باطن انديشهها سر زند ، شر مىنمايد و در مسير شرش پيش مىبرد .
تا اختيار كردم سر منزل رضا را * مملوك خويش ديدم فرماندهء قضا را
تا ترك جان نگفتم آسوده دل نخفتم * تا سير خود نكردم نشناختم خدا را « 1 »
تفسير « غاسِق اذا وَقَبَ »
[ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ ]
« 2 » .
و از زيان شب هنگامى كه با تاريكىاش درآيد [ كه در آن تاريكى انواع حيوانات موذى و انسانهاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در كميناند ] .
هامش
( 1 ) - فروغى بسطامى .
( 2 ) - فلق ( 113 ) : 3 .