و فلاسفه الهى بوده و هر كدام منشأ آثار و بركات عظيمى در پيشبرد فرهنگ الهى و نبوت انبيا و امامت امامان عليهم السلام بودند .
آرى ، مبازره با نفس از وجود آدمى چهرهاى پاك و موجودى نورانى و الهى مىسازد ، تا جايى كه انسان جز خدا نبيند و جز سخن خدا نشنود و جز سخن خدا نگويد :
زنده گشتم كه مرا نفس ستمكار بمرد * تا فلك شعله زدم كاين شرر خام فسرد
خط بيزارى دنيا نه چنان بنوشتم * كه به صد تيغ توان نقطهاى از وى بسترد
نتوان گشت چو من زنده دلى را زخمار * صاف گر مى نبود باد سلامت سر دُرد
اى كه باليد تو را روح زكاهيدن جسم * باد ارزانيت اين جان كلان و تن خرد
چون به مژگان نتنم رشته خونين كه فراق * بر حرير جگرم سوزن الماس فشرد
زدهام غوطه به صد رنگ جراحت چكنم * هر سر موى مرا عشق به نيشى آزرد
حسرت تيغ توام كشت به خاكم بنويس * كه فلان تشنه جگر مرد و دمى آب نخورد
برهان الحق آقاى شيخ مرتضى طالقانى
اين مرد بزرگ از حكما و اولياى الهى بود ، سالها در نجف اشرف مدرسهء آقا