دوم : ظهور آن اسما به صورت لوامع فكرتست يعنى : چون به كمال اشتغال به ذكر حق ، اعراض از غير ، حاصل آيد و خواطر مختلف متفرّق مفرّق ، مندفع شوند ، قوت فكرى از غير به حق پردازد و به كلى به مذكور متوجه و جمع گردد .
و حينئذٍ ، اثرى و پرتوى از نور ذكر مذكور كه به رابطهء .
[ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ]
« 1 » .
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم .
به اين ذكر ذاكر پيوسته است و او را از كدورت و ظلمت خواطر مختلف به كلى مخلص گردانيده . . .
اى دل اگر عاشقى در پى دلدار باش * بر در دل روز و شب منتظر يار باش
دلبر تو دائماً بر در دل حاضر است * روزن دل برگشا حاضر و هشيار باش
ديدهء جان روى او گر چه ببيند عيان * در طلب روى او روى به ديوار باش
ناحيت دل گرفت لشگر غوغاى نفس * پس تو اگر عاشقى عاقل و بيدار باش
نيست كس آگه كه يار كى بنمايد جمال * ليك تو بارى به نقد ساختهء كار باش
در ره او هر چه هست با دل و جان وقف كن * تو به يكى زندهاى از همه بيزار باش
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 152 .