گر دل و جان تو را درب بقا آرزوست * دم مزن و در فنا همدم عطّار باش « 1 »
سوّم : ظهور آن مفاتيح بر حسّ سمع ، به جهت كمال او در مقام ايمان ، به واسطهء تخلّق به اسم سميع به صورت جوامع آثار است .
يعنى : در هر قولى اثرى از حق ثابت است كه آن اثر وجه نيكو و حق و احسن المحامل آن قول است و هدايت اختصاصى و عقل صحيح كامل ، در زبان آن وجه و فهم آن مندرج است ، كما قال تعالى :
[ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ ]
« 2 » .
آيا كسى كه فرمان عذاب بر او محقق و ثابت شده [ راه گريزى از آن دارد ؟ ] آيا كسى را كه در آتش است ، تو نجات مىدهى ؟
پس چون به واسطهء نور ذكر و فكر خالص صحيح ، حكم ظلمت و ضلالت جهل و انحراف ، زوال پذيرد و از تأثير عدالت ، اثر عقل و هدايت پيدا آيد ، حينئذٍ اثرى از آثار آن مفاتيح چون سميع و توابع او مثلًا ، آن آثار حق را از هر قولى و صوتى جمع كرده ، بر سمع و فهم او عرضه مىكنند ، تا همه حق و نيكو شنود و گوش و هوش او از لغو و لهو محفوظ ماند و تخلّقش به اسم سميع درست گردد ، پس از اين جهت از اين اسما ، بعضى در اين مقام به صورت جوامع آثار پيدا آمدند و نسبت با سمع اين كامل .
چهارم : ظهور ايشان حينئذٍ به صورت قوامع عزّت ، اعنى : غفلت حواس اين كامل مىباشد .
هامش
( 1 ) - عطار نيشابورى .
( 2 ) - زمر ( 39 ) : 18 .