هر كه خود را به زور به عملى وادار كند كه در شرع مطهر آمده باشد ، گرچه اصل عمل به دستور انجام گرفته ولى آن عمل را ثواب و اجرى نيست ، بلكه كنندهء عمل خطا كار و آثم است !
و هر كه از باب ، رغبت و شوق و عشق و محبت به حضرت دوست عملى انجام دهد ، هر چند از طرف شارع نرسيده باشد ، بلكه آن عمل را از روايات باب « من بلغ » گرفته باشد به ثوابش مىرسد و اجرش در پيشگاه حضرت او ضايع نشود .
مثال در توضيح جملهء اول : مثل نماز شب يا ساير واجبات كه در آيات قرآن و روايات صحيحه حكم دارد ، اگر كسى آن را از باب اجبار و زور و بىميلى بجا آرد ، خطا كار و بىثواب است .
مثال در توضيح جملهء دوم : مثل شخصى در حديثى ديده يا شنيده هر كس فلان عمل را انجام دهد فلان ثواب را دارد و يا اتيان واجبات و ترك محرمات اين اجر را دارد و او آن عمل را كه در آن روايت رسيده ، گرچه در حقيقت شارع نگفته باشد ، با خلوص و رغبت انجام دهد داراى همان ثواب است و اين ثواب از باب لطف و مرحمت و محبت حضرت حق به عبد است .
آرى ، عملى كه پايه در معرفت و عشق و خلوص نداشته باشد عمل نيست و آن كسى كه به زور و جبر و از روى تكلف كارى مىكند در حقيقت كارى نكرده ، تمام ارزش عمل به معرفت و عشق است .
نعمتها از خداست ، به اين معنى توجه كنيد ، اين نعمتها با هدفهايى عالى و مثبت در اختيار شما قرار گرفته بدين حقيقت هم توجه كنيد ، اين نعمت ، را با كمال شوق و رغبت و در عين عشق و محبت تبديل به بندگى كنيد تا به خير دنيا و آخرت برسيد و سعادت ابدى را دريابيد ، راستى به دور از فتوت و جوانمردى و صفا و وفا و مروت و شرافت است كه از انسان به خاطر خير و سعادت خودش
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٢٨