همه من شدى به مستى و چو هشيار گشتم * زمن اى بلاى هوش و خرد احتراز كردى
تو گداى را توانى ملك الملوك كردن * كه به صعوه بال و پر دادى و شاهباز كردى
نگهى كه باز كردى زتجلّى ولايت * به شب اميدواران زره نياز كردى
به صفا توان رسيدن زره فناى هستى * تو كه هست خويش را بر سر حرص و آز كردى
نصيحت عارفان به غافلان
ارباب دين و اخلاص ، آگاهان عارف ، بيداران واقف ، از باب سوز دل ، براى بيدارى گرفتاران آب و گل به ذكر مسائلى پرداختهاند كه اگر با گوش دل به آن نصايح توجه شود ، مرغ دل به سوى باغ ملكوت به پرواز آيد و زنجير اسارتها و تحميلات شيطانى پاره گردد .
مؤيد الدين جندى در « نفحة الروح » گويد :
اول تقديم نصيحتى مشفقانه و تنبيهى محققانه كنيم كه ممهّد قواعد گردد ، اى خفته خواب غرور و غفلت و مست شراب سرور شرور و شهوت ! برخيز كه در دل خاك ، بسى خواهى خفت و از گفت و شنود عادتى ، خاموشى گزين كه در دوزخ حسرت .
[ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها ]
« 1 » .
هامش
( 1 ) - مؤمنون ( 23 ) : 107 .