معشوق را جويان شود دكان او ويران شود * بر روى و سر پويان شود چون آب اندر جوى او « 1 »
ورع از ديدگاه عارفان
عارفان عاشق براى ورع معنايى بس وسيع و گسترده دارند و اين معنا را از مفاهيم آيات و روايات استفاده كرده و به عباد حق تعليم دادهاند .
در ابتداى توضيح ورع به آيهء شريفه :
[ وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ ]
« 2 » .
و هيچ يك از ما فرشتگان نيست مگر اين كه براى او مقامى معين است .
متوسل شده و فرمودهاند :
اول مقام ، همانا مقام انتباه است و اين بيرون آمدن بنده است از حدّ غفلت .
پس توبه است و آن رجوع است از ما سواى خداى تعالى ، پس از آن كه رفته باشد ، با آن كه پيوسته پشيمان باشد و استغفار بسيار كنند .
پس انابت و آن رجوع از غفلت است سوى ذكر و بعضى گفتهاند : توبه ترسيدن است و انابت رغبت و قومى گويند : توبه در ظاهر است و انابت در باطن . پس ورع و آن ترك كردن چيزى است كه بر او مشتبه گشته باشد .
پس محاسبت نفس است و آن نگاه داشتن زيادت آن از نقصان است ، آنچه سود او باشد و زيان او .
پس ارادت است و آن استدامت رنج است و ترك راحت .
هامش
( 1 ) - مولوى .
( 2 ) - صافات ( 37 ) : 164 .