و آن گاه ناگاه از تو به دشمن تو شود و مثل آن ، چون زنى نابكار مفسدست كه مردان را به خويشتن غره كند تا عاشق كند و آن گاه به خانه برد و هلاك كند .
عيسى عليه السلام دنيا را ديد در مكاشفات خويش در صورت پيرزنى گفت : چند شوهر دارى گفت : در عدد نيايد از بسيارى ، گفت : بمردند يا طلاق دادند ، گفت : نه كه همه را بكشتم ، گفت : پس عجب از اين احمقان ديگر ، مىبينند كه با ديگران چه مىكنى و آنگه در تو رغبت مىكنند و عبرت نمىگيرند « 1 » !
عارفى شد به خواب در فكرى * ديد دنيا چو دختر بكرى
كرد از وى سؤال كى دختر * بكر چونى به اين همه شوهر
گفت دنيا كه با تو گويم راست * كه مرا هر كه مرد بود نخواست
هر كه نامرد بود خواست مرا * اين بكارت از آن بجاست مرا
خودآرايى دنيا
مثال آخر : ديگر سحر دنيا آن است كه ظاهر خويش را آراسته دارد و هر چه بلا و محنت است پوشيده دارد ، تا جاهل به ظاهر وى نگردد و غرّه شود و مثل وى چون پيرزنى است زشت كه روى دربندد و جامههاى ديبا و پيرايه بسيار بر خود كند ، هر كه از دور وى را ببيند فتنه شود و چون چادر از وى باز كند ، پشيمان شود و فضايح وى مىبيند .
در خبر است :
دنيا را روز قيامت بياورند بر صورت عجوزهاى زشت ، سبز چشم و دندانهاى
هامش
( 1 ) - مجموعة ورام : 1 / 146 ؛ ارشاد القلوب : 1 / 186 ؛ بحار الأنوار : 14 / 328 ، باب 21 ، حديث 55 .