تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
دنيا براى تن بيش از اين نيست ، بلكه اصول دنيا خود اين است و غذاى دل معرفت است و هر چند بيش باشد بهتر و غذاى تن طعام است و اگر زيادت از حد خويش بود ، سبب هلاك گردد ، اما آن است كه حق تعالى شهوتى بر آدم موكل كرده است تا متقاضى وى باشد در طعام و مسكن و جامه ، تا تن وى كه مركب وى است ، هلاك نشود . و آفرينش اين شهوت چنان است كه بر حدّ خود نايستد و بسيار خواهد و عقل را بيافريده است تا وى را بر حد خويش بدارد و شريعت را بفرستاده است بر زبان انبياء عليهم السلام تا حدودى پيدا كند ، ليك اين شهوت به اول آفرينش بنهاده است در كودكى كه به وى حاجت بود و عقل از پس آفريده است ، پس شهوت از پيش جاى گرفته است و مستولى شده و سركشى همى كند ، عقل و شرع پس از آن بيامد تا همگى وى را به طلب قوت و جامه و مسكن مشغول نكند و بدين سبب خود را فراموش نكند و بداند كه اين قوت و جامه براى چه مىيابد و وى خود در اين عالم براى چيست ؟ و غذاى دل كه زاد آخرت است فراموش نكند ، ابو حامد پس از توضيح انواع صناعات و معاملات و مشغوليّت‌هاى مادى مىگويد : پس بدين وجه مشغله‌هاى دنيا بسيار شد و در هم پيوست و خلق در ميان آن خويشتن را گم كردند و ندانستند كه اصل و اول اين همه سه چيز بيش نبود ، طعام و لباس و مسكن ، اين همه براى اين سه مىبايد و اين سه براى تن مىبايد و تن براى دل مىبايد تا مركب وى باشد و دل براى حق عزوجل مىبايد ، پس خود را و حق را فراموش كردند ، مانند حاجى كه خود را و كعبه را و سفر را فراموش كند و همهء روزگار خويش با تعهّد اشتر آورد . پس دنيا و حقيقت دنيا اين است كه گفته آمد ، هر كه در وى بر سر پاى و مستوفر نباشد ، چشم بر آخرت ندارد و مشغلهء دنيا بيش از قدر حاجت درپذيرد ، وى دنيا را
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 212 | شيخ حسين انصاريان