تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
و چون حواس را وداع كند و وى بماند و آنچه صفت ذات وى است ، پس گويند : وى به آخرت رفت ، پس سبب بودن آدمى در دنيا اين است . اين گفتار حكيمانه و پسنديده را خوانديد ، يك بار هم در مفاهيم عالى آن دقت كنيد ، ببينيد به نظر پاك دلان و اهل بصيرت ، دنيا براى انسان بهترين جايگاه ، جهت به دست آوردن رشد و كمال و تحصيل معارف و ساختن آخرت و در نتيجه ، محل رسيدن به مقام قرب و وصال حضرت اوست . اين است حقيقت دنيا و اين است درك اهل دل از اين حقيقت كه دنيا خانهء معرفت ، محل كسب فضيلت ، مدرسهء تربيت ، مركز رشد و كمال و منزلگاه يافتن دوستانى حقيقى چون انبيا و اوليا و حكيمان و عارفان است و در حقيقت ، سكوى پرتاب جان به مقام قرب و منزل قدس و پيشگاه مقدس حضرت ربوبى است . لحظه لحظه اين‌گونه اقامت در دنيا آن‌چنان با ارزش است كه حسابگران عالم از فهم عمق اين ارزش عاجزند . با توجه به حقيقت دنيا به ديدار وجه حق با چشم دل موفق گشت .
اى خدا اين وصل را هجران مكن * سر خوشان عشق را نالان مكن باغ جان را تازه و سر سبزدار * قصد اين مستان و اين بستان مكن « 1 »
در هر صورت اينجا جاى حسد ، كبر ، نخوت ، غرور ، سركشى ، بغى ، فحشا ، ظلم ، زورگويى ، دروغ ، بهتان ، غيبت ، عيب‌جويى ، درّندگى ، حيوانيت ، شيطنت ، پستى ، ذلت ، دنائت و كسالت نيست . دنيا محل معرفت ، علم ، تقوا ، حقيقت ، اصالت ، شرف ، غيرت ، مروت ، وجدان ، شرافت ، كرامت ، درستى ، صدق ، عدل و خير است .
هامش
( 1 ) - مولوى .