[ إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ * تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ]
« 1 » .
فقط كسانى به آيات ما ايمان مىآورند كه وقتى به وسيلهء آن آيات به آنان تذكر داده شود ، سجده كنان به رو در مىافتند و همراه با سپاس ، پروردگارشان را از هر عيب و نقصى تنزيه مىكنند در حالى كه [ از سجده و سپاس و تنزيه ] تكبّر و سركشى نمىورزند ؛ * [ ملازم بستر استراحت و خواب نيستند ، بلكه ] پهلوهايشان از خوابگاههايشان دور مىشود در حالى كه همواره پروردگارشان را به علت بيم [ از عذاب ] و اميد [ به رحمت و پاداش ] مىخوانند و از آنچه آنان را روزى دادهايم ، انفاق مىكنند .
فيلسوف بزرگ اسلامى مرحوم صدر المتألهين شيرازى در توضيح اين دو آيه مىفرمايد :
در اين دو آيه سه خصوصيت علمى قلبى و سه خصوصيت عملى جسمى براى مؤمن ذكر شده ، تا در پرتو اين شش برنامه روشن شود كه كلمهء شهادت بدون معرفت برهانى يا كشفى موجب آزادى از شقاوت ذاتى علمى نيست و به عبارت ديگر علم تنها كه محصول يادگرفتن يك سلسله الفاظ است بدون تعمق برهانى يا كشفى در مفهوم و حقيقت آن علت نجات نيست و مجرد اعمال بدنى بدون تهذيب و تزكيه باطن موجب نجات از عذاب اليم نيست .
اما سه صفت علمى قلبى كه صاحبش به حقيقت آن رسيده عبارت است از :
1 - ذكر خدا .
هامش
( 1 ) - سجده ( 32 ) : 15 - 16 اين آيهء شريفه حاوى سجده واجبه است .