و حمدگو مىكردند .
الهى واقعى و متصفان به حقايق و معارف زبانيه اينانند ، به قول عارف زندهدل ، الهى قمشهاى :
گر پسندى غير او يارى الهى نيستى * ور كشى جز عشق او بارى الهى نيستى
غير آن زيباى مطلق غير آن معشوق كل * گر ببازى دل به ديارى الهى نيستى
چون نشينى طرف گلزارى به ياد گلرخى * خاطرت گر رنجد از خارى الهى نيستى
گر به گنجى دهى آن اشكى كه از شوقش شبى * ريزى از چشم گهربارى الهى نيستى
سينهاى بىكينه گر دارى تو از اهل دلى * ور دلى از خود بيازارى الهى نيستى
چون خليل عشقى اندر آتش نمروديان * آتشت گر نيست گلزارى الهى نيستى
زآتش نمرود كسى ترسد خليل پاك جان * نورى ار بگريزى از نارى الهى نيستى
3 - محصول معرفت برهانى و كشفى اينان و تسبيح و حمدشان خلاصى از تكبر در برابر حق و شؤون حق است .
اينان در برابر خلق هم به صفات نفس و ظهور انانيت تكبر نمىكنند ، چرا كه وقتى انسان در مقام فناى ذات و صفت نسبت به مولا باشد و غرق در شهود حضرت رب و صفات او ، چگونه تكبر كند ، در برابر چشم دل اينان وجود ، منحصر