و عادل اشكبار ، نامهها پرّان بر يمين و يسار ، مردم در دهشت و انتظار ، ملائك غلاظ و شداد در تردد و عقوبت الهيه بر مرده و عصات در تشدّد ، يكى از اسامى آن روز يوم الحساب است و ديگرى يوم التناد ، از طرفى منادى با خنده و بشارت ندا مىكند :
يا أهْلَ الْجَنَّةِ ارْكَبُوا .
اى اهل بهشت ، سوار شويد .
و از جاى ديگر ندا مىكند كه :
يا أهْلَ النَّارِ اخْسئُوا .
اى اهل آتش ، دور شويد .
يكى را خلعت مىبخشند و ديگرى را مىكشند ، طايفهاى سرمست شراب طهور و قومى جگرهاشان قطعه قطعه از ضريع و زقّوم .
ماندهام حيران ، نمىدانم از قهرش بيان كنم يا از مهرش بگويم ، اهل قهرش خاكيان و اهل مهرش افلاكيانند ، يعنى اشخاصى كه خود را به افلاك نوريه رساندهاند ، اعتنايى اصلًا به اين افلاك ندارند ، جسمشان جان و جانشان در عرش رحمان .
اى به فداى قلوبى كه نور الهى جل جلاله در آنها تابان و جلالت مرتبهشان بىپايان ، خود را از عالم گسسته و به عالم انوار پيوسته ، منور به انوار معرفت و مخلّع به خلعت محبت ، زهدشان پشت پا به دنيا زده ، توكلشان سر از گريبان توحيد بيرون آورده ، از خلق عالم رميده و به مقام قرب آرميده ، فكرشان نور ، ذكرشان نور و باطن و ظاهر و جسم و جان و خيال و عقل و جنان همه نور و غرق درياى نور ، بس است من ناپاك كجا و مدح و وصف پاكان كجا ، امثال ما بايد در
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٦٦