نبىّ اسلام صلى الله عليه و آله فرموده :
ألْمُغْتابُ وَالْمُسْتَمِعُ شَريكانِ فى الْإثْمِ « 1 » .
غيبت كننده و شنونده در گناه شريك هستند .
چهارم : حفظ بقيه جوارح از دست و پا از مكاره و شكم از شبهات است كه معنا ندارد انسان از حلال روزه بگيرد ، با حرام افطار كند .
كسى كه از حلال روزه بگيرد و با حرام افطار كند ، مانند شخصى است كه خانهاى بسازد ولى شهرى را خراب كند .
غذاى حلال اگر زياد خورده شود مضر است ، روزه براى تقليل أكل حلال است ، واى بر كسى كه آلوده به حرام است .
اگر كسى به وسيلهء روزه حلال را كم كند ، ولى از طرفى دچار به حرام شود ، يعنى شكم را از خوردن حفظ كند ، ولى اعضا و جوارحش در گناه آزاد باشند ، مثل كسى است كه از خوردن دواى زياد به خاطر ضررش پناه به خوردن سم ببرد ، آيا اين عمل نتيجه جهل و بىخردى نيست ؟
حرام ، سمى است كه هلاك دين در آن است و حلال دارويى است كه كم آن سودمند و بسيارش مضر است و منظور از روزه تقليل در خوردن حلال است و آنچه روزهاى است كه حلال در آن كم خورده شود و حرام در آن بسيار انجام بگيرد !
پنجم : در وقت افطار قناعت به كم خوردن از حلال كند ، مواظب باشد شكم را از غذا پر نكند كه ظرفى در پيشگاه حضرت او مبغوضتر از شكم پر آن هم از حلال نيست ، حرام خوردن كه كار روزهدار و مردم مؤمن نمىباشد ، تا نسبت به آن قضاوت شود .
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 2 / 133 ، كتاب اسرار الصيام .