به هر وقتى كه جانى بر فشانى * هزاران جان تو بر تو نثار است
كسى كز جان بود زنده در اين راه * زجرم خود هميشه شرمسار است
درآمد دوش در دل عشق جانان * خطابم كرد كه امشب روز بار است
كنون بىخود بيا تا بار يا بى * كه شاخ وصل بىباران به بار است
چو شد فانى دلت اندر ره عشق * قرار عشق جانان بىقرار است « 1 »
روزه در آيينهء روايات
روايات عالى شيعه مسائل مهمى را در باب روزه مطرح مىكنند كه دانستن آن براى پىبردن به ارزش اين عمل الهى ، براى عباد خدا لازم است .
در روايتى وارد شده كه حضرت رضا عليه السلام در جواب مسائل محمد بن سنان در قسمت روزه نوشتند :
علت روزه درك رنج گرسنگى و تشنگى است ، تا عبد از اين طريق در پيشگاه حضرت حق ذلت و مسكنت نشان دهد و از عوارض سيرى و سيرابى كه غفلت و غرق شدن در عيش و نوش است درآيد و از اجر و حساب حق برخوردار گشته ، به مقام صبر و استقامت برسد و از اين راه مزه شدائد آخرت را درك كرده و قدرت خطرناك شهواتش را بشكند ، روزه واعظ او در دنيا و دليلش به سوى رضاى حق در آخرت باشد و براى اين كه شدت اين مراحل را از اهل فقر و مسكنت در دنيا و آخرت دريابد « 2 » .
هشام بن حكم فلسفه روزه را از حضرت صادق عليه السلام پرسيد ، حضرت فرمود :
هامش
( 1 ) - عطار نيشابورى .
( 2 ) - من لا يحضره الفقيه : 2 / 73 ، باب علة فرض الصيام ، حديث 1767 ؛ وسائل الشيعة : 10 / 8 ، باب 1 ، حديث 12699 .