همانا نزد خداوند عزوجل منزلت و مقامى است كه به آن نتوان رسيد مگر به دعا و گدايى ، اگر بندهاى دهان خود را ببندد و دعا نكند چيزى نصيبش نمىشود ، پس دعا كن تا به تو عنايت شود ، اى ميسر هيچ درى نيست كه كوبيده شود مگر اين كه اميد آن هست كه به روى كوبنده باز شود .
علامهء مجلسى رحمه الله در كتاب « مرآة العقول » كه از شاهكارهاى ارزنده مكتب عالى تشيع است ، در توضيح اين حديث مىفرمايد :
اين كه حضرت فرموده : مگو كار از كار گذشته ، اين نهى حضرت نسبت به اين گفتار دو وجه دارد :
يكى : اين گفتار باطل است ؛ زيرا ريشه در كلام يهود و بعضى از حكماى جداى از نبوت دارد ، بلكه بايد انسان ايمان به بداء داشته باشد و به اين كه خداوند سبحان هر روز در كارى است و هر چه را خواهد محو و هر چه را بخواهد ثبت مىكند و قضا و قدر مانع دعا نيستند ، چون تغيير در لوح محو و اثبات ممكن است ، گذشته از اين كه خود دعا نيز از اسباب قدر و قضا است و امر به دعا نيز از همانهاست .
ديگر اين كه درست است كه علم خداوند به هر چه تعلق گرفته همان شود ، ولى اين مانع از دعا نيست و اين كه امام عليه السلام او را از اين گفتار نهى فرموده ، نهى از اين است كه اين كلام در جاى خود صحيح است ، ولى نبايد اين كلام صحيح را به باب دعا كشيد و آن را مانع از دعا قرار داد كه نتيجهاش سبب بىاعتقادى به دعا گردد « 1 » و خلاصه حاصل جواب حضرت به دو مرحله باز مىگردد :
اول اين كه : دعا به خودى خود مطلوب است ، چون عبادت بزرگى است و انسان را نزد خداوند به مقام بلندى مىرساند كه جز به وسيلهء زارى و دعا ،
هامش
( 1 ) - مرآة العقول : 12 / 4 .