به آيين شرك روى مىآورند .
[ وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ]
« 1 » .
و چون آنان را [ در دريا ] موجى [ به دنبال موجى ] مانند ابرهاى سايهانداز فرو پوشد ، خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [ از هرگونه شركى ] خالص مىكنند ، مىخوانند و زمانى كه آنان را به خشكى مىرساند برخى از آنان به راه ميانه و معتدل [ كه راه توحيد است ] مىروند [ و برخى پيمان مىشكنند ] و آيات ما را جز هر پيمانشكن خائن و كفر پيشهاى انكار نمىكند .
[ وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ]
« 2 » .
و چون انسان را گزند و آسيبى رسد ، ما را [ در همهء حالات ] به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده [ به يارى ] مىخواند ، پس زمانى كه گزند و آسيبش را بر طرف كنيم ، آن چنان به راه ناسپاسى و گناه مىرود كه گويى هرگز ما را براى بر طرف كردن گزند و آسيبى كه به او رسيده [ به يارى ] نخوانده است ! ! اينگونه براى اسراف كاران اعمالى كه همواره انجام مىدادند ، آراسته شده [ تا جايى كه زشتى اعمالشان را نمىفهمند . ]
هامش
( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 32 .
( 2 ) - يونس ( 10 ) : 12 .