[ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ]
« 1 » .
آيا پنداشتهايد [ با ايمانِ بدون عمل ] وارد بهشت مىشويد ، در حالى كه هنوز خدا كسانى از شما را كه در راه خدا جهاد كردهاند وشكيبايان را [ از ديگران ] مشخص و معلوم نكرده است ؟ !
( طريقهء دشمنى با شيطان )
اينجا نيز همچنين باشد و محاربت و قهر او به قول علما در سه چيز است :
يكى : آن مكايد و حيلتهاى او بدانى و تعرف كنى ، تا بر تو دليرى نتواند كرد ، همچون دزد كه چون بدانست كه خداوند سراى آگاه شد بگريزد .
دوم آنكه به دعوت او استخفاف كنى و دل بدان متعلق نكنى كه او چون سگ است بانگ بر تو دارد و سخت باشد و چون از او اعراض كنى خاموش شود .
سيم آنكه ذكر خدا پيوسته به دل و زبان مىدارى كه رسولاللّه صلى الله عليه و آله فرموده است :
إنَّ ذِكْرَاللّهِ تَعالى فى جَنْبِ الشَّيْطانِ كَالْآكِلَةِ فى جَنْبِ إبْنِ آدَمَ « 2 » .
و اگر گويى مكايد و حيل او چون بدانيم و طريق معرفت آن چيست ؟ بدان كه او را وساوس بسيار است كه به منزلت تير است كه مىاندازد و آن را به معرفت خاطرها بتوانى دانست كه درآيد . . .
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 142 .
( 2 ) - « مسلماً ياد خدا در كنار شيطان مثل جذام ( مرض خوره ) در كنار فرزند آدم است .
و اين كنايه از آن است كه همانطور كه جذام بدن انسان را از بين مىبرد ، ياد خدا نيز شيطان را از ميان برمىدارد » منهاج العابدين : 45 .