اهل اين صناعت را در اين صدرت دو طريق است :
بعضى گفتهاند :
تدبير دفع شيطان استعانت است از خدا و هيچ ديگر نه ، براى آنكه شيطان سگى است كه خداى تعالى او را سگ مىداند ، اگر تو به محاربت او مشغول شوى و به معالجت او متوجه گردى ، وقت بر تو ضايع شود و خود را به رنج آورده باشى و وقت باشد كه او بر تو ظفر يابد و تو را مجروح كند ، پس رجوع با خدا كردن تا او را از تو دفع كند اولى بود .
و بعضى ديگر گفتهاند :
تدبير او طريق مجاهدت است و به رد و دفع او برخاستن .
گفتم : آنچه در خاطر من مىآيد آن است كه ميان هر دو طريق جمع كند پناه گيرد به خدا از شر او چنان كه فرموده است ، تا اگر بر ما غلبه كند بدانيم كه ابتلا است از خداى تعالى ، تا صدق ما در مجاهدت معلوم فرمايد و قوت ما در دفع او و صبر ما در محاربه با او ببيند ، هم چنان كه كفار بر ما مسلط شوند ، با آنكه خداوند قدرت دارد كه شرّ ايشان را از ما كفايت كند ، مىخواهد تا ما را از جهاد و صبر و تمحيص و شهادت بهره حاصل شود چنان كه فرمود :
[ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ ]
« 1 » .
و خدا كسانى را كه [ از روى حقيقت و خلوص ] ايمان آوردهاند ، مشخص كند و از ميان شما گواهانى [ نسبت به پيروزىها كه نتيجه طاعت و تقواست ، و شكستها كه محصول نافرمانى و بىتقوايى است ] بگيرد .
و همچنين فرمود :
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 140 .