دوم : استعاذه سبب معرفت به دو حقيقت است ، پى بردن به عجز نفس و آگاهى به عزت و قدرت كاملهء ربانى .
سوم : استعاذه انتساب و تشابه است به دوستان ، جهت آنكه محبان حق جل و علا از انبياى عظام چون نوح و يوسف و موسى و حضرت مصطفى و همچنين بندگان مقرب خداوند مانند زن عمران و حضرت مريم استعاذه نمودند و با ظهور اين حقيقت در تمام شؤون زندگى از خطر شياطين انسى و جنى در امان ماندند و در نتيجه حضرت نوح به سلامت و حضرت موسى به كرامت و حضرت يوسف به عصمت و زن عمران به اجابت و حضرت مريم به بشارت و حضرت ابراهيم به دوستى و خلت و حضرت مصطفى به شفاعت نايل گرديدند .
چهارم : استعاذه دعايى است به اجابت مقرون چنانكه مادر مريم گفت :
[ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ ]
« 1 » .
و او و فرزندانش را از خطرات مهلك و وسوسههاى بنيان برانداز شيطان رانده شده به پناه تو مىآورم .
و اين به قبول مقرون افتاد .
[ فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ ]
« 2 » .
پس پرودگارش او را به صورت نيكويى پذيرفت .
پنجم : استعاذه سبب ايمن شدن از آفتهاست ، چنانكه اگر مخلوقى ، مخلوقى را ملجأ و ملاذ سازد و اگر كسى به اهل قدرت و جاه پناه برد ، آن كس از روى حميّت او را به حمايت گيرد ، خداوند كريم به طريق اولى ، اگر بندهاى از روى عجز
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 36 .
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 37 .