و اعوان و انصارش را به پناهگاه الهى راهى نيست و پناهگاه خداوند و قرقگاه حضرت او عبارت است از ايمان ، تقوا ، حيا ، عفت ، معرفت ، عبادت ، رياضت ، مجاهده و . . .
چون با زبان گفتى : « اعوذ باللّه » عملًا هم اين معنا را به ظهور برسان كه بدون شك در پناه او خواهى رفت و از ضربههاى مهلك شياطين درونى و برونى در امان خواهى بود .
از ابن عباس مرويست اجلال قرآن « اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم » ومفتاح آن « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » است .
استعاذه در كلام بزرگان
عارفان گفتهاند :
اين حقيقت يعنى استعاذه - البته حقيقت عملى آن - وسيلهء مقربان و نزديكان و ملجأ و ملاذ هاربان و فرار كنندگان و سرور و انبساط محبان و دوستان و امتثال اوامر رب العالمين و خداى جهانيان است و اين همه جز عملًا ميسر نيست و نظر بزرگان از فقها و اوليا و عرفا در مسئلهء استعاذه جز اين نيست .
شهيد ثانى در كتاب « اسرار الصلاة » و مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رسالهء « ترجمة الصلاة » مىفرمايند :
استعاذه فى الحقيقه پاكيزه كردن زبان و رفتن خانهء دل است از غبار اغيار و صفا دادن آن از براى درآمدن يار .
به قول عارف نيشابورى :
دلى كز عشق تو جان برفشاند * زكفر زلف ايمان برفشاند
دلى بايد كه گر صد جان دهندش * صد و يك جان به جانان برفشاند