پنجم : دخل و تصرف وى از ممر استخفاف برادران مؤمن است ، آن را به رعايت حرمت و مبادرت ايشان قلع بايد نمود .
ششم : عبور او از راه حسد است ، آن را به رضا دادن به قسمت الهى و عدل در حكم او بايد مقابله نمود و استدلال به آيات شريفهء سى و دوم تا سى و نهم سورهء مباركهء زخرف بايد نمود آنجا كه مىفرمايد :
آيا آنان كه راضى از اوضاع عادلانهء جهان نيستند ، بايد رحمت و عنايت خداى را تقسيم كنند ! در صورتى كه ما خود معاش حيات و روزى آنان را در دنيا تقسيم كردهايم و بعضى را بر بعض ديگر به انواع عنايات برترى داده تا با كمكگيرى از يك ديگر چرخ زندگى بگردد و رحمت الهى از آنچه جمع مىكنند بهتر است .
مردم يك نوع و يك رشته و امتند ، چند روزى در اين دنيا هستند و به اندازهء معيشت در اختيار آنهاست ، اگر نه اين بود كه مردم يك امتند ، ما آنان كه به حق كافر مىشدند ، « از پستى دنيا و بىقدرى آن به مال فراوان » سقف خانههايشان را از نقرهء خام قرار مىداديم و چندين طبقه كه با نردبان بر سقف بام روند .
و نيز بر منازلشان درهاى بسيار ( كنايه از وسعت خانه ) و تختها كه بر آن تكيه زنند و عماراتشان را به زر و زيور مىآراستيم ولى اينها همه متاع پست و فانى دنياست ، اگر داراى ارزش بود بر آنان آن مىكرديم كه گفتيم :
هر كس از ياد خدا رخ برتابد شيطان را برانگيزيم كه يار و همنشين او باشد .
آرى ، تمام متاع دنيا در نزد خدا بىارزش است ، اگر همه آن هم بر فرض نزد يك نفر باشد ، ارزش حسد ورزيدن و اينكه شيطان همنشين دل انسان گردد ، ندارد .
شياطين ، مردم را از راه خدا بازدارند و به گمراهى افكنند و آنان پندارند كه به راه درست مىروند .
تا زمانى كه از دنيا به سوى ما باز آيند ، آن گاه با حسرت گويد : اى كاش ميان من
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 310
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣١٠