قرآن حبلى است كه طالب را مىكِشد تا به مطلوب رساند ، قرآن را بدين عالم فرستادند در كسوت حروف ، در هر حرفى هزار هزار غمزهء جانربا تعبيه كردند ، آنگه اين ندا در دادند :
[ وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ]
« 1 » .
و پند ده ؛ زيرا پند به مؤمنان سود مىدهد .
گفت : تو دام رسالت و دعوت بنه ، آن كس كه صيد ما باشد دام ما خود داند و در بيگانگان مرا خود هيچ طمعى نيست .
[ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ]
« 2 » .
بىترديد براى كسانى كه [ به خدا و آياتش ] كافرند مساوى است چه [ از عذاب ] بيمشان دهى يا بيمشان ندهى ، ايمان نمىآورند .
هر چه هست و بود و خواهد بود ، جمله در قرآن است كه :
[ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ]
« 3 » .
هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتابى روشن [ ثبت ] است .
اما تو قرآن كجا بينى ؟ هيهات هيهات ! قرآن در چندين هزار حجاب است ، تو محرم نيستى و اگر در درون پرده تو را راه بودى اين معنى كه مىرود بر تو جلوه كردى دريغا :
[ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ]
« 4 » .
هامش
( 1 ) - ذاريات ( 51 ) : 55 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 6 .
( 3 ) - انعام ( 6 ) : 59 .
( 4 ) - حجر ( 15 ) : 9 .