آنجا يعنى در مملكت او كسانى يافت مىشوند كه سير نمىشوند و جامهء نرم نپوشد در حالى كه در ميان افراد ملت هستند ، كسانى كه لباس خشن و درشت مىپوشند و درهمى را اندوختهء خود نسازد كه در بين مردم نياز و فقر وجود دارد و به فرزندان و ياران خود وصيت كند كه غير اين راه و روش را نپيمايند و از برادر خود به خاطر يك دينار كه بدون حق از بيت المال طلب مىكرد بازخواست كند و ياوران و پيروان و فرمانداران خود را به خاطر يك گرده نان كه به رشوت از ثروتمندى گرفته و خوردهاند به محاكمه بكشد و تهديد كند و بيم دهد و به يكى از فرماندهانش پيغام دهد كه :
سوگند صادقانه بر خداوند كه اگر او به كوچك ترين چيزى از مال ملت خيانت ورزد ، چنان بر او سخت گيرد كه به اندك مال ، گران بار و بىآبرو گردد و ديگرى را بدين سخن كوتاه و زيبا و نغز مخاطب قرار دهد :
به من خبر رسيد كه زمين را درو كرده و هرچه زير پايت بود برگرفتهاى و آنچه را به دستت رسيده خوردهاى ، بايست حساب دهى و وضع خود را به من گزارش كنى .
و بر سومى از كسانى كه رشوه مىگرفت و به نام بينوايان جيب و كيسهء خود را پر مىكرد و به عياشى و خوشگذرانى مىپرداخت ، چنين وعده مىدهد :
از خدا بترس ، مال مردم را به خود آنان برگردان و تو اگر اين كار را نكنى و خداوند تو را به دست من برساند ، وظيفهاى كه در پيشگاه خداوند دارم دربارهء تو انجام مىدهم و با شمشيرم تو را مىزنم ، شمشيرى كه آن را بر كسى نزدم مگر آنكه به دوزخ سرنگون شد ! !
آيا از ميان مردم ، سردار و اميرى را شناختهاى كه در زمان و مكان رياست ، به دست خود آسياب را بچرخاند و نانى خشك درست كند كه آن را به زانو مىشكند
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٥١