سودپرستى و آزمندى ، استثمار و احتكار منافع بر مردم حكومت مىكند ، و دشمنان على عليه السلام به خاطر آنها با هم مىجنگند و سپس در برابر صاحب اين قلب و زبان پرمهر و محبت و براى نبرد با آن يكى مىشوند و متحد مىگردند .
آيا در قاموس لغات و كلمات معنى عصمت و بىگناهى را دريافتهاى ، لغت و كلمهاى كه مردم آن را به كار مىبرند ، مىنويسند و در زندگى خود كم يا زياد با آن به سر مىبرند و هركسى به حكم تكوين خود ، چيزى از آن بهره مىبرد و همهء همزادان آن از قبيل : پاكى دل ، صفاى نيت ، صفاى محض به سوى آن مىخوانند .
و اگر بخواهى كه آن را در چيزى محسوس و مادى نشان دهى و به اشكهاى شب و شبنم صبحدم آن را تشبيه كنى ، كار درستى نكردهاى ؛ زيرا بىگناهى و عصمت پاكى انسان است نه مولود شب و صبح ، بىگناهى محض و عدم آلودگى از قلب سليم و دل پاك سرچشمه مىگيرد ، قلبى كه چنان بر صاحب خود تكيه دارد كه زمستان بر حرارت خورشيد ! ! و چنان بر آن بستگى و پيوند دارد كه زمين بر آب ، تا آن را زنده و سرسبز و خرم سازد !
آيا بزرگمردى را شناختهاى كه از عوامل محبت و وفا بيش از آنچه ديگران فهميدهاند درك كرده بود و اين محبت و اين وفا در چهارچوب سرشت خالص او و آميخته با جان و دل او بود ، همه را دوست داشت و آن را به خود مىبست .
و در وفا نيز بر خود تكليف روا نمىداشت و از صميم دل دريافته بود كه آزادى قداستى دارد كه هستى و جهان خواستار آن است و هيچ چيز را به جاى آن نمىپذيرد و در محور آن هر عاطفه و هر فكرى دور مىزنند و بر محور آن محبت و وفا آزاد و بى قيد مىگردند و از اينجا است كه بدترين برادران آن كسى است كه براى او تكلف بايد كرد و طبعاً بهترين آنها كسى است كه چنين نباشد .
آيا از فرمانروايى خبر دارى كه خود را از نان سير خوردن دور نگهدارد ، چه در
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 350
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٥٠