و غرض از فعل جوارح جوشش فكر است كه :
تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَبْعينَ سَنَةٍ « 1 » .
لحظهاى فكر كردن از هفتاد سال عبادت بهتر است .
عمل ، همچون درخت است و فكر ، هم چون ميوهء درخت ؛ زيرا مىفرمايد :
مَنْ أَخْلَصَ لِلّهِ أَرْبَعينَ صَباحاً ظَهَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ « 2 » .
چون بندهاى چهل روز تمام امورش را براى حق خالص كند چشمههاى حكمت از دلش بر زبانش ظاهر مىگردد .
پس معلوم شد كه حكمت ثمرهء عمل است ، اگر عمل باشد و ثمره نباشد معلوم شود كه آن عمل مىنمود اما در حقيقت عمل نبود چنانكه درم قلب به صورت درم مىنمايد و در حقيقت درم نيست .
آرى ، فكر علت عمل و عمل علت حكمت و حكمت علت حل تمام مشكلات اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى ، مادى و معنوى است .
خداوند حكيم ، قرآن كريم را براى ساخته شدن فرد و جامعهء حكيم نازل كرده و آن كس كه از فكر و عمل و حكمت بهره ندارد ، ارتباطى با خداوند و فيوضات حضرت او ندارد و چنين كسى نبايد توقع خير دنيا و آخرت داشته باشد كه سعادت دنيا و آخرت نصيب آن كسى است كه داراى فكر الهى و عمل اسلامى و حكمت ربانى باشد .
بىفكر ، دچار دنياى غلط مىشود ، دنيايى كه او را از تمام حقايق و معارف غافل كرده و به بدبختى و شقاوت مىكشد .
هامش
( 1 ) - جامع الأخبار : 94 ، الفصل الثانى والخمسون فى اللسان .
( 2 ) - جامع الأخبار : 94 ، الفصل الثانى والخمسون فى اللسان .