و همهء دل را بگيرد ، آن گاه انسان بعد از فرو رفتن قلب در تاريكى ، روى رستگارى را هرگز نخواهد ديد .
اين بندهء ضعيف و فقير دل شكسته ، در درد دورى از مقام دوست گفتهام :
خبر ز درد و غم دل به آشنا بدهيد * كه من مريض فراقم به من دوا بدهيد
فروغ خانهء من يار دلنواز برفت * شما به كلبهء احزان من صفا بدهيد
نگاه بر من افسرده حال زار كنيد * دلم گرفته عزيزان به من شفا بدهيد
چومن كسى نبودمستحق جرعهء وصل * به اين فقير از آن جرعه از وفا بدهيد
گره فتاده به كارم كجاست راه نجات * نشان زكوى حبيب گره گشا بدهيد
خموش گشته زهجران نواى ناى دلم * چه مىشود كه به اين ناى من نوا بدهيد
هرآنچه اين دل مسكينطلب زيار كند * كسى به يار بگويد كه آن را به ما بدهيد