در روايت و حديثى كه « منهج الصادقين » نقل مىكند آمده :
يعقوب بيش از بيست سال در هر شب جمعه براى فرزندان استغفار مىكرد تا حق تعالى از گناهان آنان گذشت « 1 » .
بعضى از علماى تفسير مىگويند :
چون يعقوب به مصر آمد و از عفو يوسف نسبت به برادران آگاه شد ، شب به نماز برخاست و بعد از تهجد رو به قبله ايستاد و يوسف را در پشت سر خود و برادران را پشت سر يوسف قرار داد و دعا كرد و آنان آمين گفتند و خداوند ، دعاى آنان را مستجاب كرد .
يكى از اصحاب مىگويد :
سحرگاهى به در حجرهء عبداللّه بن مسعود مىگذشتم ، شنيدم مىگفت :
اللّهُمَّ إِنَّكَ دَعَوْتَنى فَأَجَبْتُ وَأَمَرْتَنى فَأَطَعْتُ وَهذا سَحَرٌ فَاغْفِرْلى « 2 » ؛
پروردگارا ! مرا دعوت كردى به پيشگاهت بيايم ، آمدم و امر به اطاعت كردى اطاعت كردم ، هم اكنون هنگام سحر است مرا بيامرز .
دعاى ابوحمزهء ثمالى كه از حضرت سجاد نقل شده ، بهترين مناجات و استغفار در وقت سحر است ؛ سحر وقتى توأم با بيدارى و اشك استغفار شود عالى ترين عامل براى زوال ناپاكى ها از روح و نفس و عقل و جان و اخلاق و عمل است .
هامش
( 1 ) - منهج الصادقين : 5 / 77 ، ذيل آيه 98 سورهء يوسف .
( 2 ) - مجمع الزوائد : 10 / 155 .