ديدههاى مباركش جارى بود پس بدين گونه دعا را ادامه داد . . .
آرى ، گريه و زارى در پيشگاه حضرت دوست از روى خضوع و تذلل و مسكنت و فقر ، به هنگام دعا و نيايش و به خصوص در وقت نماز و عبادت ، يكى از مهمترين كارهاى انبيا و امامان عليهم السلام بود .
جلال الدين مولوى بلخى در دفتر پنجم مىگويد :
تا نگريد ابر كى خندد چمن * تا نگريد طفل كى نوشد لبن
طفل يك روزه همى داند طريق * كه بگريم تا رسد دايه شفيق
تو نمىدانى كه دايه دايگان * كم دهد بىگريه شيرت رايگان
گفت « وليبكوا كثيراً » گوش دار * تا بريزد شير فضل كردگار
گريهء ابر است و سوز آفتاب * استن دنيا همين دو رشته ياب
گر نبودى سوز مهر و اشك ابر * كى شدى اجسام ما زفت و ستبر
كى بدى معمور اين هر چار فصل * گر نبودى اين تف و اين گريه اصل
سوز مهر و گريهء ابر جهان * چون همىدارد جهان را خوش دهان
آفتاب عقل را در سوز دار * چشم را چون ابر اشك افروز دار
چشم گريان بايدت چون طفل خرد * كم خور اين نان را كه نان آب تو برد
ارزش گريه در روايات
روايات و دعاهاى اسلامى ارزش والايى براى گريه قائل شدهاند ؛ روايات مربوط به گريه عموماً در معتبرترين كتب روايى آمده است كه لازم است به نمونههايى از آن روايات عالى اشاره شود :
پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله به على عليه السلام مىفرمايد :
تو را براى خودت به خصلتهايى سفارش مىكنم . سپس فرمود : خدايا ! او را