تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
احساس مىشود كه به وسيلهء اعصاب مربوطه به مركز دماغ اطلاع داده مىشود و بدن شروع به لرزش مىكند ، به سرعت شريان‌هاى مجاور پوست باز مىشوند تا خون بيش‌ترى كه منبع حرارت است به بدن برسد ، موقع گرما عكس اين جريان صورت مىگيرد ، اعصاب گرماسنج به مغز خبر مىدهند و به دستور مغز سه ميليون غدّه‌هاى عرق شروع به ترشّح مىنمايند و عرق از بدن خارج و شخص خنك مىشود . مغز و جريان كار آن : بدن انسان داراى دو دستگاه عصبى است : يكى دستگاه مركزى يا مغزى نخاعى كه مركز هوش و شعور و اراده است و به عضلات نيز فرمان مىدهد . ديگرى دستگاه سمپاتيك خودكار غيرارادى كه به احشا فرمانروايى دارد و دستگاه دوّمى وابسته به اوّلى است ، به كمك اين دو دستگاه ، بدن ما ضرورت عمل در دنياى خارج را به دست مىآورد . دستگاه عصبى مركزى شامل : مغز و مخچه و نخاع شوكى است كه مستقيماً به عضلات و به طور غير مستقيم به ديگر اندام‌ها رشته‌هاى عصبى مىفرستد . مغز از جسمى نرم و سفيد رنگ و فوق‌العاده ظريف ساخته شده و محفظه‌هاى استخوان جمجمه و ستون مهره‌ها را پر مىكند . اعصاب حسى بدن از سطح پوست و اندام‌هاى حسى به آن‌جا مىرود و مغز ما به واسطهء اين‌ها دائماً با جهان بزرگ در ارتباط است و در عين حال به وسيلهء رشته‌هاى اعصاب حركتى با تمام عضلات و به وسيلهء رشته‌هايى كه از آن به دستگاه سمپاتيك خودكار مىرود با احشا و اندام‌هاى ديگر مربوط مىشود . به اين ترتيب ، رشته‌هاى عصبى ما تعداد بىشمارشان از هر سو ، مانند شبكه‌اى بدن ما را فرا مىگيرند .