در پشت اين ناحيه ، مركز بينايى قرار گرفته است .
در قشر مغزى ، حركات غيرارادى يا انعكاسى انجام مىگيرد و هرگاه آن قشر را برداريم ديگر حركات مزبور ، انجامپذير نخواهد بود .
براى شناسايى روابط اراده ، فعّاليت عصبى و اثرات روحى و مغزى ، هيچ وسيلهاى در دست نيست ، ما نمىدانيم چه گونه واقعهها و پديدههايى كه در سلّولهاى هرمى اثر مىگذارد تحت تأثير حوادث گذشته و آينده قرار مىگيرد و چه گونه اثر تحريكات در آنها باقى مىماند ، همچنين واقف نيستيم كه چه گونه كيفيّات غير منتظره در مغز انجام مىگيرد و فكر و انديشه از آن به وجود مىآيد ! !
به نظر مىرسد كه كار فكرى به وسيلهء انقباضات مرتّب عضلات تسهيل مىگردد و بعضى از ورزشهاى بدنى محرّك فكرند .
شايد به اين جهت باشد كه ارسطو و شاگردانش ، هنگام بحث در مسائل غامض فلسفى و علمى ، گردش كنان سخن مىگفتهاند ، گويا هيچيك از قسمتهاى سلسلهء مركزى اعصاب جداگانه كار نمىكنند ، مثلًا هنگام كارهاى عضلانى نه تنها نواحى وسيعى از مغز و نخاع فعّاليت مىكنند ، بلكه احشاى متعدّدى نيز در اين زمينه سهم دارند ؛ زيرا عضلات هنگام انقباض ، فرمان خود را از مغز و نيروى خود را از قلب و ريه و غدد مترشّحهء محيط داخلى دريافت مىكنند و براى پيروى از فرمان مغز به كمك مجموعهء بدن نيازمندند .
نعمت غدّهها و لوزهها
هورمونهايى كه در خون ما شناور مىباشند به سبب نيروى فوق العادهاى كه دارند ، مىتوان آنها را به بمبهاى هيدروژنى كوچكى تشبيه نمود .
اين كارگاههاى كوچك كه باعث تعادل قواى بدنى ما مىشوند ، هنوز بسيارى از