شاخههاى انتهايى ريز اعصاب ، بين سلّولهاى پوستى و در اطراف ساختمانهاى غددى و مجارى ترشحى غدد و در غلاف شريانى و وريدى و در پوشش انقباضى معده و رودهها ، در سطح رشتههاى عضلانى و غيره وارد مىشوند ، همگى اين اعصاب از سلولهايى كه در دستگاه عصبى مركزى جاى دارند و از دو زنجيره عقدههاى سمپاتيك و از تودههاى ريز عقده هايى كه در اندامها پراكندهاند سرچشمه مىگيرند .
سلّولهاى عصبى ، شريفترين و ظريفترين سلّولهاى بدن هستند و جثّهء آنها درشت و بعضى از آن سلّولها كه در قشر مغزى جاى دارند ، هرمى شكلاند و ساختمان و اعمال پيچيدهء آنها هنوز بر دانشمندان جهان معلوم نگشته است ! !
از بدن اين سلّولها رشتههاى نازكى جدا مىشود كه بعضى بين سطح دماغ و ناحيهء تحتانى نخاع را بدون قطع شدن طى مىكنند .
اين رشتههاى نازك و لطيف ، بدن سلّول را در اصطلاح علمى « نورون » مىگويند ، نورونها به دو دسته تقسيم مىشوند : يك دسته نورونهاى گيرنده و حركتى كه تحريكات را از دنياى خارج يا اندامها مىگيرند و به عضلات هم فرمان مىدهند .
دستهء ديگر ، نورونهاى ارتباطى كه تعداد بىشمار آنها سبب پر كارى و پيچيدگى مراكز عصبى آدمى مىگردد ، فهم ما همان طورى كه نمىتواند به عظمت جهان آفرينش پى ببرد ، همين طور براى شناسايى وسعت مغز ، ناتوان است .
سطح قشر مغزى چون موزاييكى از سلولهاى عصبى مفروش است و هر قسمت از آن با ناحيههاى مختلف بدن ارتباط دارد .
مثلًا ناحيهء جانبى مغز ، حركات گرفتن ، راه رفتن ، صحبت كردن را اداره مىكند ،
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 372
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٧٢