آنجا داخل خون مادر شده به وسيلهء كليههاى مادر دفع مىشود ! !
بعد از آنكه پروفوپلاست وارد تخمدان شد ، شكل و هيئت نطفه تغيير مىكند و آن سلول ريز مدوّر به صورت قلّابى كه دو سوراخ دارد در مىآيد ، وسط سوراخها در محل تقاطع قلّاب دگمهاى ظاهر مىشود كه در بالا و پايين آن ، دو پولك ريز وجود دارد . قلاب زيرين يك مخزن خالى است كه پرده تخم ناميده مىشود و در ماه دوّم جدا مىگردد و قلّاب بالا به غلاف يا كيسهاى مبدّل و از مايعى به نام آميوز پر مىشود و نطفهء جنين را در داخل آن غلاف محافظت مىنمايد و جنين - جز بند ناف - در آن غلاف قرار مىگيرد و ميان مايع آميوز شناور است و از تصادم و ضربههايى كه ممكن است به شكم مادر وارد آيد در امان خواهد بود .
پس از آنكه در غلاف جاى گرفت و از خطر دور شد ، آن قسمت حقيقى جنين كه از صورت نطفه به حالت جديد در آمده به وسيلهء آن دو پولك شروع به فعّاليت و نشو و نما مىنمايد تا به شكل انسان درآيد .
از عجايب آفرينش آن است كه نخستين اعضايى كه در اين موجود تازه رشد مىكند قلب و مغز است كه به طور ساده و ابتدايى ظاهر مىگردد .
از روز هفدهم حاملگى ، اوّلين سلّولها درست مىشوند و اين سلّولها به دور هم جمع ، به هم پيوسته و ملحق گرديده در ناحيهء دگمهء مذكور ، سر و تارهاى قلب را تشكيل مىدهند و البته بعداً تحوّلات بسيارى بايد صورت گيرد تا قلب واقعى بهوجود آيد و پيدايش آن هم زمان زيادى نمىبرد .
بر اثر ارتعاشهاى مكرّرى كه صورت مىگيرد ، ساختمان قلب شروع مىشود و در نتيجهء انقباضهاى موزون و مرتب آن ، خون وارد دگمهء جنين گشته قلب به حركت مىافتد و مرتّب تا روز رسيدن مرگ كار مىكند .
مقارن همين اوقات ، سلسلهء اعصاب تشكيل مىشود ، در مجاورت پولكهاى
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 338
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٣٨