وصف ناكردنى به توالد و تناسل بپردازد و توليد مثل كند و تمام سطح زمين و گوشهها و زواياى آن را با هزاران نوع و شكل موجودات زنده انباشته كند .
علما دربارهء اين سلّول زنده كه اساس و سرچشمهء حيات است متفّق القولند ؛ ولى خود اين سلّول ، جهانى اعجابانگيز و دنيايى محيّر العقول است و در خود او حقيقتى است كه بنيان حيات بر آن استوار مىباشد .
آن چيزى است كه از خلقت زمين و سيّارات حتى از همهء كون و مكان به استثناى وجود مقدّس حق كه خالق و آفريننده است بالاتر و مهمتر است ! !
اين شىء مهم كه هستى عالم امكان ، مديون آن است ، ذرّهء بسيار كوچك و نامرئى است به نام « پروتوپلاسم » يا جرثومهء حيات كه جسمى نرم و شفاف است و قوّهء حركت دارد و از آفتاب كسب نيرو مىكند .
اين ذرّه به وسيلهء به كار بردن نور خورشيد ، اسيد كربنيك هوا را تجزيه مىكند و ذرات آن را متلاشى مىسازد و ئيدروژن را از آب گرفته هيدروكربن مىسازد و به اين طريق مواد غذايى خود را از يكى از غامضترين تركيبات شيميايى عالم به دست مىآورد .
اين ذرّهء يك سلولى و اين قطرهء شفاف بخار مانند ، مادّهء اصلى حيات را به اذن حق در دل خود مىپروراند و قدرت آن را دارد كه خلقت حيات را به همهء موجودات زندهء اين عالم از خرد و كلان تفويض نمايد و هركس را به تشريف حيات آراست ، محيط او را متناسب با شرايط دوام و زيست او نمايد ، خواه در اعماق دريا باشد و خواه بر فراز آسمانها .
زمان و محيط ، موجودات جاندار زمين را در قالبهاى متنوّع و گوناگون ريخته است تا با مقتضيات اقليم و هوا جور آيند و با رنگ محيط هماهنگ باشند و اگر در اين تحوّلات ، پارهاى از خصايص وجودى خود را از دست مىدهند در عوض با
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 323
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٢٣