شده بود ، تغذيه كردند و نسل حيوانات را بهوجود آوردند ، در حالى كه اخلاف ، سلّولى ديگر را كه به صورت نبات درآمده بود رستنىهاى عالم را تشكيل داده و امروز همهء مخلوقات زمينى را تغذيه مىنمايد .
آيا مىتوان باور كرد كه فقط بر حسب اتفاق ، يك سلول منشأ حيات حيوانات و سلول ديگر ريشه و اصل نباتات گرديده است ؟ !
به قول الهى آن عارف وارسته :
در آيينهء وجود موجودات ، فقط او پيداست :
تو مهر و ماه بينى من رخ يار * تو شام تار و من گيسوى دلدار
تو گل بينى و من روى گل آرا * تو سنبل من خم آن زلف طرار
تو بينى روز و شب من روى و مويى * كزان نقشى است روز و شب نمودار
از آن شب نزد من باشد به از روز * كه چون گيسوى يار آمد شب تار
به عالم جز رخ زيباى دلبر * نمىبينم به چشم دل پديدار « 1 »
نكتهء جالب توجه ، تعادل بسيار دقيق و عجيبى است كه بين حيات حيوانى و نباتى برقرار شده است .
تقسيم سلّولها بين نبات و حيوان ، يك موضوع بسيار عمده و اساسى براى اصل حيات است و بدون آن ، ادامهء حيات مقدور نمىشد ، به اين معنى كه اگر حيات منحصر به حيوانات بود ، اكسيژن زمين تماماً مصرف مىشد و اگر منحصر به نبات بود همهء اسيد كربونيك زمين به كار مىرفت و نتيجهء اين قضيه ، مرگ و تباهىِ هر دو طبقه از جانداران مىبود .
قبلًا اشاره شد كه در آغاز پيدايش زمين ، اكسيژن به صورت آزاد در هواى محيط
هامش
( 1 ) - الهى قمشهاى .