[ فَمَنْ دُونَهِ أَوْلى فَمَنْ أَرادَ أَنْ يَذْكُرَ اللّهَ فَلْيَعْلَمْ أَنَّهُ ما لَمْ يَذْكُرِ اللّهُ الْعَبْدَ بِالتَّوْفيقِ لِذِكْرِهِ لا يَقْدِرُ الْعَبْدُ عَلى ذِكْرِهِ ]
پس هرگاه حضرت خير البشر در برابر ذكر حق ، اظهار عجز و اعتراف به قصور داشته باشد ، غير او كه جهل محض و فقر خالص و لا شىء و عدم است به طريق اولى از ذكرى كه لايق به جناب اوست ، عاجز است .
هرگاه بنده اراده كرد كه ذكر خدا كند ، بايد بداند مادامى كه حضرت بارى ذكر او نكند ، توفيق و توانايى بر ذكر خداوند پيدا نخواهد كرد .
الهى ، آن عارف فرزانه مىگويد :
ما به تو داريم و بس چشم نياز اى حبيب * درگه لطف شماست بر همه باز اى حبيب
تاب فراق تو نيست با دل بيمار من * يا بكش از تير ناز يا بنواز اى حبيب
شب همه شب شمعوار خندم و گريم زشوق * در دلم از عشق تواست سوز و گداز اى حبيب
دين الهى است عشق ، ذكر تو تسبيح من * قبلهء جانم تويى وقت نماز اى حبيب « 1 »
هامش
( 1 ) - الهى قمشهاى .