تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
اين معرفت را به آنهايى كه خود مستعدّ اخذ معرفت و وصول به حقيقت كرده است عطا مىفرمايد . معرفت ، نور رحمت الهى است كه به قلب سالك مستعدّ و قابل مىتابد و جميع تعينات و قواى او را در اشعهء نورانى خود محو و مضمحل ساخته و از كار غير او باز مىدارد .

طالبان حضرت حق

به اعتقاد بيداران راه ، طالبان خدا بر سه دسته‌اند : اوّل : اهل زهد و عبادت كه به اميد بهشت و پاداش اخروى يا پاداش روحانى ديگرى از قبيل كرامات ، خدا را پرستش مىكنند و خداوند از راه فضل و عنايتش خودش را به آنها در حدّ جهاد آنان مىشناساند . دوّم : حكماى حكمت الهى كه خداوند از راه جلال و جبروت خود ، خود را به آنها مىشناساند ؛ ولى اينان با استدلال و منطق نمىتوانند جلال و جبروت الهى را درك كنند و در ادراك صفات و آثار خداوندى سرگردان و از ادراك حقيقت توحيد به كلّى عاجزند و ماحصل گفتارشان اين است كه ذات الوهيّت و حضرت احديّت ، لا يدرك است و نتيجهء علم ما اين است كه مىدانيم كه از ادراك او عاجزيم . سوّم : عرفا كه خداوند به وسيلهء اشراق ، خود را به آنان مىشناساند ، يعنى عارف به حالى مىرسد كه از ما سوى اللّه منقطع گشته ، از حدود تعيّنات شخصى خارج مىشود و فانى محض گشته به خدا باقى مىشود . به عقيدهء عرفاى شامخين كه ماحصل نبوت انبيا و امامت امامان عليهم السلام است ، انسان ، علت غايى آفرينش و نتيجهء خلقت و تاج جهان است ، انسان ، اگرچه بر حسب ترتيب ظهور آخر است ، ولى در نظر خداوند و بر حسب مقام شرفى ، اوّل است .