در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهاى كرد رخت ديد ملك عشق نداشت * عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد
عقل مىخواست كز آن شعله چراغ افروزد * برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد
مدعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمد و بر سينهء نامحرم زد
ديگران قرعهء قسمت همه بر عيش زدند * دل غم ديدهء ما بود كه هم بر غم زد
جان علوى هوس چاه زنخدان تو داشت * دست در حلقهء آن زلف خم اندر خم زد
حافظ آن روز طرب نامهء عشق تو نوشت * كه قلم بر سر اسباب دل خرم زد « 1 »
تا انسان اسير شهوت و هوس است از خدا دور است ؛ ولى چون كشش حبيب در او زياد شود و پشت پا به عالم حس و محسوس بزند و از باطن خود به نور معرفت روشن گردد ، شوق و وجد اتّصال به محبوب بر هر چيز فايق آيد ، به اين معنى كه چون ميراندن نفس و از ميان بردن تعيّنات انجام يابد ، حلاوت مشاهدهء جمال الوهيّت ، قلب او را به اهتزاز در آورد .
رواياتى ديگر در عظمت « لا إله إلّا اللّه »
آرى ، در كنار اين معرفت ، قول « لا إله إلّا اللّه » انسان كه قول همهء وجود او به خصوص قلبش مىباشد ، بها و قيمت بهشت است و گفتار نبىّ اكرم بر چنين كسان صادق است كه :
ثَمَنُ الْجَنَّةِ لا إلهَ إلّااللّهُ « 2 » .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود :
هركس بگويد : « لا إله إلّا اللّه » در بهشت از براى او درختى از ياقوت سرخ در
هامش
( 1 ) - حافظ .
( 2 ) - وسائل الشيعة : 7 / 210 ، باب 44 ، حديث 9133 .