نگردد كم ز الطافت الهى * پذيرى گر گدايى گاه گاهى
نوازش كن كه من محتاج نازم * سراپا من تو را غرق نيازم
به احسانت روانم زنده گردان * مرا در عشق خود پاينده گردان
بگير از لطف خود اى دوست دستم * كه من از عشق تو مخمور و مستم
اگر گويى مرا اى بندهء من * رود تا عرش اعلا خندهء من
هر آن كو با تواش پيوند باشد * هميشه دل خوش و خورسند باشد
الا اى آنكه مسكين را پناهى * برونشآور از چاه تباهى
در هر صورت به فرمودهء امام صادق عليه السلام در جملهء دوّم روايت ، طاعت حق علامت هدايت است و كسى كه آلوده به گناه است ، از حبل اللّه هدايت جداست و اصل و ريشه هدايت هم ذكر است ، ذكر به آن صورتى كه در طول نوشتار معنا شد .
ضلالت
تخلف از دستورهاى حق كه در قرآن مجيد و سخنان انبيا و ائمهء عليهم السلام منعكس است ، علامت گمراهى و ضلالت است .
ضلالت و گمراهى ناشى از غفلت انسان از حق و عاقبت زندگى و از نتيجهء گناهان و معاصى است .
ضلالت و گمراهى معلول غرور و كبر و خودبينى و خودخواهى و برترى جويى انسان نسبت به عباد حق است .
انسان وقتى تمام ميل و خواستهء خود را به جانب دنيا برگرداند و ميدان زندگى را به دست هواى نفس بدهد و راه جولان غرائز و اميال و شهوات را باز بگذارد ، به ضلالت و گمراهى دچار شده و به تاريكى گناه فرو مىرود .