تيغ لا در قتل غير حق براند * در نگر آخر كه بعد لا چه ماند
ماند الا اللّه و باقى جمله رفت * شاد باش اى عشق شركت سوز رفت
خود هم او بود اولين و آخرين * شرك جز از ديدهء احول مبين
عشق و محبت ثمرهء هدايت
انسان وقتى از بركت فكر و انديشه ، در خود و احوالش و در عاقبت كارش ، به عروة الوثقاى هدايت متصل شد و به صحنهء پرشور نبوت و ولايت با لطف الهى قدم گذاشت ، تمام نيرو و قوا و استعدادهاى خود را به تصرف امر و نهى مولا در مىآورد و اين راه را با پاى جان مىپيمايد و سعى مىكند از آنچه كه دوست نمىپسندد دور بماند و هرچه را كه مولا مىخواهد انجام دهد ؛ اين زمان است كه - به فرمودهء قرآن - درهاى بركات آسمان و زمين به روى او باز مىشود و جذبههاى خاص الهى خانه دلش را روشن مىكند و جلوهء معشوق در آيينه صاف قلب و جان او باعث مىشود كه نور عشق به حق در دلش روشن شود و هر لحظه كه بر او بگذرد آتش اين عشق تيزتر و سوزندهتر گشته تا او را به مقام نيستى و فنا بكشاند و همه وجودش جلوهء اوصاف و اسماى معشوق گردد .
عشق و محبت كه نتيجه هدايت است و به فرمودهء قرآن مجيد
[ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ]
« 1 » طرفينى است ، هم از جانب حق متوجه عبد است و هم از جانب عبد متوجه حق ، يكى از عالىترين و مهمترين و بلكه بالاترين احوال سالك و عارف است و از مهمترين مبانى هدايت و عرفان اسلامى است .
عشق ، ذاتاً از مواهب الهى است نه از مكاسب بشرى ؛ زيرا نتيجهء كوشش عبد
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) : 54 .