در اين حال است كه انسان شب و روز ، هفته و ماه ، سال و روزگار نمىشناسد ، آنچه براى او مهم است ، اين است كه ظرف عمر گرچه يك لحظه از آن باشد ، از رضاى محبوب و انس با حضرت او پر شود .
در اين حال است كه مىفهمد ، ذكر براى عبادت به منزلهء روح است و اين ذكر است كه خلوص در عمل آورده و بدون ذكر عبادت فاقد ارزش است .
در اين حال است كه عبادت فقط به شوق حبيب از انسان سر زده و مكلّف از عبادت جز اداى شكر و جلب رضاى محبوب نظرى ندارد و تنها اينگونه عبادت است كه از والاترين ارزش برخوردار است و در مسير اين نوع عبادت است كه تمام استعدادهاى الهى نهفته در كارگاه وجود انسان شكوفا مىگردد .
عبادت عارفانه
راستى عبادت اگر بر پايهء عشق عبد به مولا صورت بگيرد ، عبادت است و از اينگونه بندگى است كه تمام درهاى خير دنيا و آخرت به روى انسان باز مىشود و تمام درهاى شر در دنيا به روى انسان بسته مىگردد .
شهيد مطهرى در اين زمينه مىگويد :
تلقّى افراد از عبادت يكسان نيست و متفاوت است ، از نظر برخى افراد عبادت نوعى معامله و معاوضهء كار و مزد است ، كار فروشى و مزد بگيرى است . همانطور كه يك كارگر ، روزانه نيروى كار خود را براى يك كارفرما مصرف مىكند و مزد مىگيرد ، عابد نيز براى خدا زحمت مىكشد و خم و راست مىشود و طبعاً مزدى طلب مىكند كه البته آن مزد در جهان ديگر به او داده مىشود .
و همانطور كه فائده كار براى كارگر در مزدى كه از كارفرما مىگيرد ، خلاصه مىشود و اگر مزدى در كار نباشد ، نيرويش به هدر رفته است ، فائده عبادت عابد