كسانى كه ربا مىخورند [ در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى ] به پاى نمىخيزند ، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [ و تعادل روانى و عقلىاش را مختل ساخته ] است ، اين بدان سبب است كه آنان گفتند : خريد و فروش هم مانند رباست . در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است . پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [ از كار زشت خود ] بازايستد ، سودهايى كه [ پيش از تحريم آن ] به دست آورده مال خود اوست و كارش [ از جهت آثار گناه و كيفر آخرتى ] با خداست و كسانى كه [ به عمل زشت خود ] بازگردند [ و نهى خدا را احترام نكنند ] پس آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند .
با اين بيان مردم را متوجّه حكمت تشريع حرمت ربا مىكند تا بدانند كه نمىشود خريد و فروش را مانند ربا حرام يا ربا را مانند آن حلال دانست ؛ زيرا در خريد و فروش كسى كه پولى داده و جنسى خريده اولًا عملى انجام داده و عمل انسان محترم است و ارزش دارد و ثانياً در مقابل پول خود جنس دارد كه ممكن است آن را به بيش از آنچه خريده يا به همان قيمت و گاهى به كمتر بفروشد ، بر خلاف ربا كه پول زيادى در برابر مدّت گرفته مىشود نه در برابر عمل و آن كه يك ريال مىگيرد و دو ريال مىدهد ، يك ريال از پول خود را بدون عوضى كه به دستش آيد از دست مىدهد و با اين روش تدريجاً ربادهنده همهء مال خود را از دست مىدهد و رباخوار مالك اموال ديگران مىشود بىآن كه براى آنها توليدى كرده باشد ، يا مادّهء خامى را به صورت قابل استفاده درآورده باشد ، يا جنسى را كه در محلّى موجود نيست به آن محل آورده باشد ، به اين خاطر خداوند براى حفظ ملكيّت و آبروى مردم بيع را حلال و ربا را حرام كرده است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 406
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٠٦