و اين راه مستقيم الهى و اين آيين حياتبخش خداوندى مىگويد :
خدا يكى است و او همان حقيقتى است كه اصل و مبدأ پيدايش تمام موجودات است و مشابهتى با هيچيك از مخلوقات ندارد ، چنان كه قرآن مىفرمايد :
[
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ]
« 1 »
.
و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه به او وحى كرديم كه معبودى جز من نيست ، پس تنها مرا بپرستيد .
در قسمت اوّل اين آيه ، انسان را توجّه به توحيد نظرى مىدهد : « لا إله إلّاأنا » و بشر جز اين هم نمىتواند ثابت كند .
اسلام ، صفت خدايى را از تمام موجودات نفى كرده و جز همان حقيقت عالم و حىّ و قيّوم ، چيزى را خدا نمىداند و مىگويد : هيچ موجودى خواه جسمانى يا روحانى ، خواه آسمانى يا زمينى به هيچ عنوان الوهيّت ندارد كه بشر به حكم احتياجى كه به خدا دارد ، به آن توجّه كند .
تكيهگاهى براى توجّه بشر جز اللّه كه همان حقيقت يگانهء ازلى و ابدى و خالق تمام موجودات و ربّ همه عناصر و اجزاء و افراد آفرينش است ، وجود ندارد .
اسلام ، كلمهء اوّل خود را كه شهادت دادن قلبى است « لا إله إلّااللّه » قرار داده ، كه در اين كلمه الوهيّت را از غير خدا مطلقاً نفى و فقط براى ذات اقدس او اثبات مىكند و خدا را به احديّت و صمديّت ، يعنى يگانگى و بىنيازى مىستايد و او را بالاتر از آن مىداند كه با هيچ مخلوقى شباهت داشته باشد يا نسبت خاصّى پيدا كند و يا به تصوّر مردم درآيد و بشر بتواند ذات او را ادراك كند و شعار خود را كلمهء « اللّه
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 25 .