نوعى از موجودات ، خواه جماد يا نبات يا حيوان يا غير آن داراى دستور خاصّى است كه خدا برايش معيّن كرده ، موجود بر طبق آن دستور به وجود مىآيد و به هستى خود ادامه مىدهد و از آن دستور سرنمىپيچد و نمىتواند سرپيچد ، چنان كه اگر كسى بخواهد جمادى يا گياهى را بر خلاف دستور خدا مجبور و ملزم كند ، آن موجود در برابر او مقاومت خواهد كرد ، تا نابود شود ، يا اجبار كننده از كار خود صرفنظر نمايد .
انسان نيز خلقت و زندگيش برطبق دستورى است كه خدا براى پيدايش و بقاء او مقرّر كرده ، لكن چون انسان وجودى جامع و داراى عقل و اراده است ، خداوند مهربان در مقام عقل و اراده براى وى دستورى معيّن كرده كه به آن دستور تسليم شود و با ميل خود از آن پيروى كند ، تا چنان كه به حكم طبع و خلقت مانند همهء مخلوقات مسلمِ بالاجبار است ، در مقام عقل و اراده هم مسلمِ بالاختيار باشد ؛ قرآن در اين مقام مىفرمايد :
[
أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ]
« 1 »
.
آيا [ اهل كتاب پس از اين همه دلايل روشن ] غير دين خدا را خواستارند ؟ در حالى كه هر كه در آسمانها و زمين است از روى رغبت يا كراهت در برابر او [ و اراده و فرمانش ] تسليم است ، و همه به سوى او بازگردانده مىشوند .
در هر صورت ، اسلام چنان كه از آيات قرآن برمىآيد به معناى تسليم شدن انسان به خدا و رفتار كردن بر طبق دستورهايى است كه حق معيّن كرده و همهء پيامبران مردم را به اين حقيقت دعوت كردهاند .
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 83 .