نيست كه از جنايات و مظالم اين وحشيان خطرناك خبر نداشته باشد ؛ كسى نيست كه نداند ، بنىاميه مسير قسمت مهمّى از تاريخ حيات بشر را از پاكى به ناپاكى منحرف كردند ؛ كسى نيست كه نداند ، عزيزترين چهرههاى پاك تاريخ به دست اين جانيان به فجيعترين وضعى كشته شدند و يا در سياهچالها ، از شدت شكنجه و رنج قالب تهى كردند !
معاويه پايهگذار حكومت اموى ، با تكيه بر عالمان هوىپرست ، خود را مسلمان جا زده بود و تمام جنايات خود را در پوشش فتواهاى عالمان كثيف و پستى همچون سمرة بن جندب و ابوهريره تصحيح مىكرد و به محض اين كه بر اثر مظالم و خيانتهايش ، مورد سؤال مسلمانان قرار مىگرفت ، از آنگونه عالمان براى تبرئهء خود كمك مىخواست ؛ آنها هم با گرفتن اندكى رشوه به عنوان اين كه سالها در مصاحبت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بودند ، احاديثى برابر با مذاق حكومت معاويه و براى پاك كردن او از قول پيامبر صلى الله عليه و آله جعل مىكردند و به خورد تودهء مردم كه از خط تحقيق و علم جدا بودند ، مىدادند و با استفاده از ايمان مردم به پيامبر صلى الله عليه و آله ، اينچنين وانمود مىكردند كه معاويه كارهايش بر طبق اصول اسلام و سنّت رسول اللّه صلى الله عليه و آله است و از همين راه بود كه پايههاى حكومت اموى ، به عنوان حكومت مذهبى و جانشينى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله محكم و استوار مىشد و با تكيه بر آن عالمان هوىپرست بود كه هر جنايتى خواست ، خود و دودمانش مرتكب شدند ، جناياتى كه از نظر كميّت و كيفيّت در تاريخ سابقه ندارد . راستى اگر گفته شود آلودگى آن عالمان از معاويه بيشتر بود و عذاب آنان در قيامت سختتر خواهد بود ، سخنى به گزاف گفته نشده است .
رشوه دادن معاويه ، براى جعل حديث از قول پيامبر ، آن هم در جهت استحكام پايههاى حكومت اموى در جامعه و كوبيدن بهترين عباد خدا ، آن قدر بالا گرفت كه
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٢٩