آن را مردود دانست و چهل هزار آن را قبول كرد و مسند خود را به وجود آورد « 1 » .
مهم اينجا است كه وقتى شيعه احاديث مورد قبول اين كتب اهل سنّت را با شرايط الهى و قرآنى خودش به ميزان سنجش مىكشد ، چيزى به عنوان خبر و حديث صحيح و مورد قبول جز قسمتى خيلى محدود باقى نمىماند و از همين مرحله شما حساب كنيد ببينيد ، به دست عالمان هوىپرست چه بلاها به سر اسلام آمده است ؟ ! !
آنان با جعل آن همه حديث ، از چهرهء معاويه كه بويى از اسلام نبرده بود يك مسلمان راستين و يك انسان لايق جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله ساخته بودند ! ! و او را در كليهء برنامههايش مجتهدى اسلامى معرفى نموده و مىگفتند : اگر هم خطايى از او سربزند در اجتهاد اشتباه كرده و خطاى در اجتهاد در پيشگاه خدا گناه و عيب نيست !
جرج جرداق لبنانى در « صوت العدالة » مىنويسد :
بهترين فردى كه اخلاق و مشخّصات بنىاميه را مجسّم مىكند ، معاويه فرزند ابوسفيان است .
اوّلين مطلبى كه از صفات معاويه به هنگام بررسى دقيق از اخلاق او به دست مىآوريم ، اين است كه بويى از انسانيّت و اسلام به مشامش نخورده است .
اگر ما اسلام را انقلابى عليه اكثر رسوم و عقايد گذشتهء عرب بدانيم كه از جمله آنها - سودجويى ، كار براى نفع شخصى ، مردم را ساز و برگ جنگ دانستن ، ملّت
هامش
( 1 ) - به ترجمهء بخارى ابن خلكان : 1 / 455 و فهرست ابن نديم : 230 و ابن خلّكان : 2 / 91 و ابن نديم : 231 و ابن خلّكان 1 / 17 و فهرست : 229 مراجعه كنيد .