اهل كتاب ، پيامبر اسلام را [ بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خواندهاند ] مىشناسند ، به گونهاى كه پسران خود را مىشناسند و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى كه مىدانند ، پنهان مىدارند .
مىدانستند كه پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله براى نجات انسان از خزى دنيا و عذاب آخرت آمده ، مىدانستند اين شخص همان كسى است كه تورات و انجيل از او خبر داده ، مىدانستند كه بايد به او ايمان بياورند ، اما چون ايمان آوردن به او را ، نابودى رياست و مفتخورى خود مىدانستند ، به او نگرويدند و از ايمان آوردن ديگران هم مانع شدند ! !
قرآن دربارهء تجاوز مالى عدهاى از يهود و نصارى ، كه اباحهء تجاوز را به خدا نسبت مىدهند ، در حالى كه عالم به حكم حق هستند و مىدانند مسئله از جانب حق غير آن است كه مىگويند ، مىفرمايد :
[
وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ]
« 1 »
.
و از اهل كتاب كسى است كه اگر او را بر مال فراوانى امين شمارى ، آن را به تو بازمىگرداند و از آنان كسى است كه اگر او را به يك دينار امين شمارى ، آن را به تو بازنمىگرداند ، مگر آن كه همواره بالاى سرش بايستى [ و مال خود را با سخت گيرى از او بستانى ] . اين به خاطر آن است كه آنان گفتند : [ چون ما اهل كتابيم ] رعايت كردن حقوق غير اهل كتاب بر عهدهء ما نيست ، [ و در ضايع كردن حقوق ديگران گناه و عقوبتى نداريم ] و اينان [ در حالى كه باطل
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 75 .