تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
آيا مسير گمانم را به خود عوض مىكنى و اميدم را به نااميدى بازمىگردانى ؟ نه اين چنين نيست ، بدون شك اميدم به تو يك اميد حتمى و رجايم نسبت به عنايتت رجايى عظيم است . و به قول سعدى در فصل مناجات :
تنم مى بلرزد چو ياد آورم * مناجات شوريده‌اى در حرم كه مىگفت شوريده و دل فكار * الهى ببخش و به ذلّم مدار به لطفم بخوان و مران از درم * ندارد به جز آستانت سرم تو دانى كه مسكين و بيچاره‌ام * فرو ماندهء نفس امّاره‌ام نمىتازد اين نفس سركش چنان * كه عقلش تواند گرفتن عنان كه با نفس سركش برآيد به زور * مصاف پلنگان نيايد زمور به مردان راهت كه راهى بده * وزين دشمنانم پناهى بده خدايا به ذات خداونديت * به اوصاف بىمثل و ماننديت به لبيك حجاج بيت الحرام * به مدفون يثرب عليه السلام به تكبير مردان شمشير زن * كه مرد دغا را شمارند زن به طاعات پيران آراسته * به صدق جوانان نوخاسته كه ما را در آن ورطهء يك نفس * زننگ دو گفتن به فرياد رس اميد است از آنان كه طاعت كنند * كه بىطاعتان را شفاعت كنند به پاكان كز آلايشم دور دار * وگر زلّتى رفت معذور دار به پيران پشت از عبادت دوتا * زشرم گنه ديده بر پشت پا كه چشمم ز روى سعادت مبند * زبانم به وقت شهادت مبند چراغ يقينم فرا راه دار * ز بد كردنم دست كوتاه دار بگردان زناديدنى ديده‌ام * مده دست بر ناپسنديده‌ام